السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

120

تفسير الميزان ( فارسي )

اخلاقى و شرافت انسانى را كنار گذاشته افراد را در هر چيز كه ميل داشته باشند و در هر عملى - هر چه هم كه شنيع باشد - آزاد گذاشته‌اند و گذشته از بعضى شرائط جزئى كه در پاره اى موارد مخصوص ، اعتبار كرده‌اند ديگر هيچ اعتنايى به آثار سوء اين آزادى بىقيد و شرط افراد ندارند ، و قوانين اجتماعى را هم بر طبق خواسته اكثر مردم تدوين مىكنند . نتيجه چنين تمدنى اشاعه فحشاء ميان مردان و زنان شده و حتى تا داخل خانه ها در ميان مردان صاحب زن و زنان صاحب شوهر و حتى نسبت به محارم سرايت نموده و شايد ديگر كسى ديده نشود كه از آثار شوم اين تمدن ، سالم مانده باشد ، بلكه به سرعت اكثريت را با خود همراه كرده است ، و يكى از آثار شومش اين است كه صفات كريمه اى كه هر انسان طبيعى ، متصف بدان است و آن را براى خود مىپسندد و همه آنها از قبيل عفت و غيرت و حياء آدمى را به سنت ازدواج سوق مىدهد ، رفته رفته ضعيف گشته است ، تا آنجا كه بعضى از فضائل مسخره شده است ، و اگر نقل پاره اى از كارهاى زشت خودش شنيع و زشت نبود ، و اگر بحث ما قرآنى و تفسير نبود آمارى را كه پاره اى از جرايد منتشر كرده‌اند اينجا نقل مىكرديم تا مدعاى ما ثابت گردد ، كه آثار شوم اين تمدن تا چند درصد افراد بشر را آلوده كرده است . و اما شريعتهاى آسمانى بطورى كه قرآن كريم بدان اشاره مىكند و تفسير آيات آن در سوره انعام آيه 151 تا آيه 153 گذشت ، همه از عمل زشت زنا به شديدترين وجه نهى مىكرده‌اند ، در ميان يهود قدغن بوده ، از انجيلها هم برمىآيد كه در بين نصارى نيز حرام بوده است ، در اسلام هم مورد نهى قرار گرفته و جزء گناهان كبيره شمرده شده است ، و البته حرمتش در محارم چون مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله شديدتر است ، و همچنين در صورت احصان يعنى در مورد مردى كه زن داشته و زنى كه شوهر داشته باشد حرمتش بيشتر است و در غير صورت احصان حدود سبكترى دارد مثلا اگر بار اول باشد صد تازيانه است و در نوبت سوم و چهارم يعنى اگر دو يا سه بار حد خدايى بر او جارى شده باشد و باز هم مرتكب شود حدش اعدام است ، و اما در صورت محصنه بودن در همان نوبت اول بايد سنگسار شود . و در آيه مورد بحث ، به حكمت حرمت آن اشاره نموده و در ضمن نهى از آن ، فرموده « به زنا نزديك نشويد كه آن فاحشه و راه بدى است » اولا آن را فاحشه خوانده ، و در ثانى به راه بد توصيفش كرده كه مراد از آن - و خدا داناتر است - سبيل بقاء است ، هم چنان كه از آيه « أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ » « 1 » نيز برمىآيد كه مقصود از راه همان راه بقاء نسل

--> ( 1 ) آيا با مردان جفت مىشويد ؟ و راه را قطع مىكنيد ؟ . سوره عنكبوت ، آيه 29 .